همکاری در سایت
شاعران بختیاری

ملازلفعلی بختیاری (ازپیشگامان شعربختیاری)

تصویری از میانسالی ملازلفعلی/ زندگی و اشعار ملازلفعلی بختیاری (کُرونی) متخلص به «مجرم» که از شاعران برجسته و پیشگام در شعر مکتوب گویشی بختیاری پیش از «داراب افسر» است.

زندگی واشعار ملازلفعلی بختیاری (ازپیشگامان بزرگ شعر گویشی بختیاری)
(۱۲۶۰ـ ۱۳۴۰ هـ.ق/ ۱۲۲۲ـ ۱۳۰۰ هـ.ش)

  ملازلفعلی بختیاری(کُرونی) متخلص به «مجرم» از شاعران برجسته و پیشگام در شعر مکتوب گویشی بختیاری پیش از «داراب افسر» است، اما کمتر معرفی گردیده و ناشناخته مانده است. در خصوص سالروز تولد وی اطلاع دقیقی در دست نیست اما بنابر تحقیقات محلی و برخی اسناد، سال تولد وی را در حدود سال ۱۲۶۰هـ.ق (۱۲۲۲ خورشیدی) در روستای کُران از توابع استان چهارمحال بختیاری نوشته اند و ظاهرا وی تا سال ۱۳۴۰ هجری قمری (۱۳۰۰ خورشیدی) در قید حیات بود.

miks_molazolfali..jpg

(ملازلفعلی در میانسالی در عمارت گهرو ـ سپاس از استاد مرید محمدی که عکس را در اختیار ما گذاشتند)

ملازلفعلی بختیاری در دامنه کوهها و دشت های سبز و خرم دیار بختیاری با نوای چوپانان، آوای چشمه ساران و شکوه کوهساران بلند بختیاری، پرورش یافت و از کودکی با آواها و نواهای کهن سرزمین بختیاری آشنایی یافت. نواها، آواها و ادبیات عامیانه بختیاری که به صورت شفاهی و سینه به سینه در فرهنگ مردم این سرزمین جاری بود.

  مطالعات و تحصیلات ملازلفعلی در مکتبخانه های قدیم و اغلب در علوم اسلامی و متون ادبی بود که به تدریج وی را به سمت شعر و ادب کشاند و با قریحه ی شاعری و تسلطی که بر گویش بختیاری داشت به خود جرات داد تا به این زبان شعر بسراید اگرچه بختیاری در زمینه ادبیات شفاهی، در قالب ترانه ها، افسانه ها، سوگواره ها و اشعار حماسی فولکلور، دارای پیشینه تاریخی طولانی، و سرشار از آثار و  اشعار ناب و است که ریشه در پارسی باستان دارد، اما شعر مکتوب بختیاری در قرون اخیر شکل گرفته است و ملازلفعلی از پیشگامان و پیشروان شعر و ادب مکتوب گویشی بختیاری گردید.

  قطعا اشعار ملازلفعلی الهام بخش شاعران گویشی بعدی از جمله «داراب افسر» گردید. اشعار ملازلفعلی با درونمایه طنز و واژگان اصیل بختیاری بیانگر «تبحر و اشراف فراوانی است که ایشان به گویش بختیاری داشته اند»۲

 از سویی انس این شاعر وارسته و دلسوخته با قرآن کریم و معارف اهل بیت و  بهره گیری وی از این مفاهیم و معارف غنی موجب غنای شعر وی شده در اشعارش استفاده از تلمیح و آیات  و روایات مکرر به چشم می خورد. از معروفترین آثار او می توان حدیث کساء و معراجنامه را نام برد. حدیث کسا اولین شعر شناخته شده به گویش بختیاری است که به چالش و نیایش با پرودگار عالم می پردازد و داراب افسر شعر « خدائیه » خود را از این مجموعه الهام گرفته است قصیده توحیدیه با نام حدیث کساء ۱۳۲ بیت دارد که ضمن پرداختن به معراج پیامبر اکرم  و به زیبایی با گویش بختیاری این واقعه را تشریح  می کند و در ضمن آن به نوعی به گلایه و چالش با خداوند می پردازد.

  آثار مدوّن ملا شامل حدیث کساء و معراجنامه ابتدا در سال ۱۳۴۵ شمسی در اهواز بوسیله مرحوم صافی و با توجه فراوان مرحوم معرف زاده دزفولی، به چاپ رسیده است که به علت بی توجهی غلطهای املاّئی و عروض و قافیه ای در آنها به چشم می خورد. بعدها نیز در سال ۱۳۷۶ به همت محسن دهقان فارسانی دیوان کوچکی شامل بخشی از اشعار وی به چپ رسید. همچنین در سال ۱۳۷۹ دیوان مجرم به همت مرید محمدی از شاعران استان حاوی اشعار وی منتشر گردید

این شاعر توانا بنابر اقوال، آثار و اشعار دیگری نیز داشته است که در حال حاضر چیزی از آنها در دست نیست.

بخشی از شعر معروف ملازلفعلی بختیاری با نام «حدیث کسا»

ای که از اصل بد و نیک خَور خُت داری (ای کسی که از اصل نیک و بد همه فقط خودت خبر داری)
پرده ی عیب مکن پاره که خُت ستاری (پرده عیوب ما را کنار نزن که تو ستار و بخشنده ای)
 به بیاوون تو هفتاد و دو رَه پیدا هِد (به بیابان تو زمین تو هفتاد و دو راه و روش و مکتب آشکار است)
سیچه۱یه دز مِن هفتاد و دو ره واداری (چرا یک دزد را (شیطان را) در سر راه این راهها قرار دادی)
 به همی یه نَفریس ایزنه هفتاد و دو ره (با اینکه یک تن است، اما راه همه را می زند)
لُر بد نوم۲ ایکنی دزِ ولات خُت داری (لر را (مردم را) بدنام می کنی اما شیطان را در عالم خود داری)
 دز لر اَر بدزه گاو و حری وُر منه مال (دزد محلی اگر بدزدد گاو خری را در محل می برد)
دین و ایمون، دزت ایدزه از بد کاری (دزد تو (شیطان) دین و ایمان همه را می دزدد)
 بونه۳ جستی۴ که کنی آدم وا در ز بهشت
اَر که گندم بده سی چه به بهشت ایکاری ۵
به قرونت «مکروا …» خوندم و جر وات دارم
دیه حاشا نَتَری کرد که خُت مکاری
 هو که از روز ازل در به در ایمان کرد
ار مونوم زس ایکشی غیرت و جانبداری
 ره تو دادی به منه سینُم۶ و ریشَم کندی
باز ایگوی مو بدم واس، چه زونی داری
 ایقده خرجت اوید باغ بهشت کردی راست
ار چنو نه به خدا نیره مینس دیاری ۷
 بی گنه نید تو دونی په قیومت سی چتِ؟
خلقنه نیخو بر آفتو همُنه واداری ۸

 تو بنه دل ز بهشت همه ایریم جندم۹
بَتَر۱۰ از دورخ و جندم دیه جایی داری ؟
 هر چه دادی تو واریما همه مَندِن سی خت
نکه جرت همه هد سی دو سه گز چلواری
 تیکه نُکه۱۱ همه خوردیم و گدیم شُرگ تونه
هو نه اودون نگدی ، جَر و مرافه داری
 نوکر نُونی۱۲ از ای خدمت بهتر نکنه
حینمون صلح به تو رحم و مروت داری…
و در ادامه اشاره به ماجرای پنج تن آل عبا اهل بیت پیامبر دارد..
 پنج تا تیر کنم از منه چهاده نفرس (پنج نفر از میان چهارده برگزیده تو نشان می کنم)
مثل گلچین که کنه تیر گل از گلزاری (مانند گلچینی که از میان گلزار زیباترین گلها را انتخاب می کند)
 فاطمه وا بوس و میرس و او هر دو کرس (حضرت فاطمه را به همراه پدرش و همسرش و دو فرزندش)
دُر شهوارن اگر قیمتسون جون داری (مانند دُرّ شاهوارند اگر قینت آنها را بدانید)
 بی بی زنگل دنیا که من باغ بهشت (سرور زنان عالم که در باغ بهشت)
مثل جربیل امین داره به خدمتکاری (امثال جبرئیل امین خدمتکار اویند)
 بارالها به حق حرمت او شش نفرت (خداوندا به حق احترام آن شش تن)
تو منه نیده بگر از شوخی و بدکاری (تو افعال و بدکاری مرا نادیده بگیر)
 آرمونم که سر قور چهارده بروم (آرزوی من این است که بر سر قبر چهارده معصوم بروم)
که بیفتم به سر خاک هُنو از زاری (و بر سر خاک آنها بیفتم از پشیمانی زاری کنم)
 وقت مردن تو مکن لال منه قوه بدم (در وقت مردن مرا بی زبان نکن)
کنم اقرار شریک نید به تو دَیّاری (تا اقرار کنم که تو هیچ جایی شریکی نداری)


۱. برای چه ۲. بدنام ۳. بهانه ۴. پیدا کردی ۵. اشاره به عصیان آدم به سبب خوردن میوه ی ممنوع ( گندم ) و محروم شدن از بهشت ۶. سینه ام ۷. اینقدر خرج کردی و باغ بهشت ساختی اگر اینطور باشد به خدا هیچکس وارد آن نمی شود ۸. تو می دانی که بیگناهی وجود ندارد پس قیامت برای چیست ؟ احتیاجی نیست که خلق را اینگونه سر کار بگذاری ۹. جهنم ۱۰. بد تر ۱۱. نان خشک و پاره پاره ۱۲. نوکری که مزدی ندارد و در برابر کارش فقط غذای روزمره اش را می گیرد.

بخشی از شعر « معراج نامه»
معراحنامه اشاره ای ایست به معراج پیامبر عظیم الشان اسلام که در سوره اسراء آمده است: “سُبحانَ الذی اسری بعَبده ِ لیلا ً مِنَ المَسجد ِ الحَرام ِ الی المَسجد ِ الاقصَی الذی بارَکنا حَولهُ لنریهُ من آیاتنا انّهُ هُوَالسَّمیعُ البصیرُ ” “پاک و منزه است خدایی که بنده اش (محمد) را شبانه از مسجد الحرام به مسجدالاقصی که پیرامونش را برکت داده ایم ، سیر داد تا از نشانه های خود به او نشان دهیم . همانا او شنوا و بیناست “
کریما! شُرک توتکرار کنم روزی هزارون بار (ای خدای کریم شکر تورا هزاران بار تکرار می کنم)
که روز روشنی داری زپشت شُوم تار (که روز روشن را از پس شب تار برآوردی)
زتو ایقدر آساره، پیائی نیــد بشماره (از تو بی شمار ستارگان است هیچ کس توان شمردن ندارد)
نه دولتنمند نه بیچاره کسی هم نیکنه انکار (نه توانمند و نه فقیر توان انکار عظمت تورا ندارد)
کتاوا هرچه ایخونم شریکی وُر تو نیدونم (هرچه تحقیق کنم برای تو شریکی نخواهم دید)
توخُت یه نفری دونم نه بَو داری نه کس ونه کار (خودت تنها و یگانه ای نه پدری و نه کس و کاری)
شوئی بید خرم و خندون چه روز هجده قربون
که خوبید هفتاد یک ویَ بخت بید هم بیدار
صدا آوید که ای جربیل برو وا لَم تو وا تعجیل
به عزت دوسمه آری که مشتاقُم ور او بسیار
برو ور حونه پیغُمبر وا خت اسب بُراق بَر
بگه دوسُم سُوار آبو بیو وا یک کنیم اقرار
چو اشنید جربئیل واشوق بکرد زین اسبنه وا ذوق
به جلدی دین ویالس ششست بُزیدشال و بکرد تیمار
زطوبی پر گرید تا طاق تکل طوسس به دنیا طاق
رکاو طوق گرون از ملک، لقومس نقش هشت وچهار
به آئین و نه بیش و کم براق اونه آورد وا لَم
بوستس ور منه باربند خُس اوید تا کُنِس بیدار
سلومی کردکاکا جربیل که حق خواسته واتعجیل
وُری از جا کَده وا بند به نوم خالق ستار …
………..
گود چغاخور
شیر و شیر بچه ور ایرون طرف لر داره / نه همه سمت لر گود چغاخور داره
شاه ایرون ز هُنه باج به قیصر ندهه / تا که سردار و سپهدار و بهادر داره
(گود چغاخود جایگاه خوانین و سرداران بختیاری در قدیم بود که در استان چهارمحال بختیاری است)
……………..
نی کَشِن حرف ز ارجاسب و از لشگر تور/ به حمایل به قرون تا دوفشنگ پرداره
عَرو و ترک و لرستون همه سون ور خدمت/ کی گُد ای حرف از او مردم بلُـر داره
گوش وُر سیت سماور بنه ور ایل لرون/که چی مزقون چقدر قُل قل وشُرشر داره
مو به قربون تو رحمی بنما ور مجرم / چارنفر بچه حیرد، رَخت دِر و نون خور داره!
…….
قسمت هایی از دیگر اشعار ملازلفعلی بختیاری
غرمیدن برفو
دوشینه رسیدم کِله مالی دم افتو
دیدم به منه چشمه بتی مِلث مه نو
چشمون سیه ریس چو مه زلف چی عرقو
مه یادم اوید از سر کَژدین و تک و دو
ابروی کمون وار و مژه ترکش پُر تیر
وا ملث صیادی که وَنه تیر روا رو
………..
سوزی و اَوِند ول کلوس غنچه چَویل تر
کَوگون به سر برف فراون به تک و دو
….
مجرم تو به الفاظ لری دردت ایگوی
اما چه کنی ره، همه عُرمت به منه خَو
…..
آیینه غیوی
شوخی به مو هی داشت سر شوخیسه
شه کرد: خدا به مو، ز قدرت، تیسه

مجرم همه شعرانِ به شوخی ایگهِ
هرکس که حریفِ ای سخن کافیسه
…..

منابع:
ـ دیوان ملاذوالفعلی کرانی بختیاری، به کوشش محسن دهقان فارسانی، اصفهان، انتشارات مشعل، ۱۳۷۶
ـ دیوان مجرم(ملازلفعلی بختیاری)، به کوشش مرید محمدی، شهرکرد، انتشارات مرید،۱۳۷۹٫

شرحی دیگر بر زندگانی ملازلفعلی بختیاری
قاسم علی، مردانی کرانی

آثار مدوّن ملا حدیث کساء و معراجنامه بوده است که در سال ۱۳۴۵ شمسی در اهواز بوسیله مرحوم صافی و با توجه فراوان مرحوم معرف زاده دزفولی، به چاپ رسیده است که به علت بی توجهی غلطهای املاّئی و عروض و قافیه ای در آنها به چشم می خورد.
این شاعر توانا بنابر اقوال، آثار دیگری نیز داشته است که چیزی از آنها در دست نیست. ملاّ را می توان به عنوان شاعر پیشکسوت شعر گویشی با گویش بختیاری نامید. از آن جهت که هرگاه از شعر با گویش بختیاری بحث شود، بی اختیار نام ملاّ ذوالفعلی بر زبانها جاری می گردد.
به هرحال در کار ملاّ که بنگریم، اصیل ترین و ناب ترین الفاظ و واژه های بختیاری را خواهیم دید که بعضی از آنها امروز مطلقاً مهجور و فراموش شده اند. حتی میتوان گفت اگر از آثار ملاّ برای تهیه لغت نامه گویش های بختیاری آغاز کنیم فتح بابی در لغت شناسی فارسی کهن شده است. هنرمند حوصله داری و مجالی می طلبد.
در میان ادبیات جهان عظمت و شکوهمندی زبان فارسی و شیرینی و لطافت آن زبانزد همه زبان شناسان و صاحب نظران عالم است. آن هم نه فقط از لحاظ فرهنگ مندی و گرانقدری لفظی و معنوی، بلکه به لحاظ احاطه اشراق متحولی که انسان را در راستای سازندگی به سرچشمه معنوی می کشاند. از آن جهت که بُعد عظیم درونی انسان نیز، از ادبیات کمال یافته و عرفانی زبان فارسی، سیراب می شود.
بی شک قصه ها، حماسه ها و داستانها از سوئی از شور و هیجانهای زایدالوصفی مشحون است و از سوی دیگر مملو از ملکات عمیق ایمان و عشقی است که آرامش بخش روح مشکل پسند انسان خواهد شد.
*در کتاب (( دیوان ملازولفعلی بختیاری )) نوشته محسن دهقان که در سال ۱۳۷۶ ه.ش توسط انتشارات مشعل چاپخانه هشت بهشت به چاپ رسیده آمده است:
ملازلفعلی بن لطفعلی بن فتحعلی بن غریب بن شهرون، یکی از شاعران خوش قریحه بختیاری بود که « مجرم » تخلص می کرد.
وی در قریه کران شهرستان فارسان و در خانواده ای روستایی متولد شد. ملازلفعلی بختیاری «کرانی الاصل» بود و قراردادها و اسنادی که مُهر و امضای وی در پای آنها نقش بسته است، این ادعا را به وضوح ثابت می کند. حتی از وی قراردادی با دست خط و مُهر خودش موجود است که بیان کننده صحت این گفتار است. این قرارداد نمایانگر فروش قطعه زمینی است که آن را در سال ۱۳۲۹ هـ . ق به شخصی به نام آقا رضاقلی کرانی واگذار نموده است. ملازلفعلی بختیاری از همان کودکی به فراگیری علوم و متون فارسی و عربی علاقه بسیاری داشت. به همین سبب در مکتب خانه، خواندن و نوشتن را فرا گرفت و با زبان فارسی و عربی آشنایی کامل پیدا کرد.
ملازلفعلی بختیاری با قرآن بسیار مأنوس بود و بر علوم صرف و نحو عربی تسلط کافی داشت. استفاده این شاعر از لغات و اصطلاحات عربی در برخی از ابیات خود، بیانگر این مدعاست. ملازلفعلی بختیاری طبعی لطیف و ذوقی سرشار و عشق و علاقه ای وافر به سردون داشت. از آنجا که «مجرم» خود بختیاری زاده بود، بر زبان و واژگان بختیاری تسلط کافی داشت و همین امر او را به سرودن اشعاری ناب و زیبا به گویش شیوای بختیاری تشویق و ترغیب نمود.
ملازلفعلی به سبب سفرهایی که به نواحی ایلات و عشایر بختیاری داشت، وسعت واژگان و قلمرو زبان شعری خود را افزایش داد و بر اصالت هر چه بیشتر اشعار محلی اش افزود.
تاریخ میلاد «مجرم» به درستی معلوم نیست.  قراردادهایی از سال های (۱۲۹۴،۱۲۹۹،۱۳۰۳،۱۳۰۶،۱۳۰۰و۱۳۱۲و. . .) هجری قمری موجود است که به مهر و امضای ملازلفعلی نیز مزین می باشند. با توجه به این شواهد و شواهد موجود دیگر، تاریخ میلادی وی بین سال های (۷۰،۱۲۶۰ هـ.ق) تخمین زده می شود که به اواخر سده دوازدهم هجری قمری بر می گردد.
این شاعر در بین مردم کران به فردی منصف و عادل مشهور بود که در هنگام انعقاد قراردادها، مدارک، اسناد محلی و صلح نامه ها، مهر و امضای وی اعتباری خاص داشت. در بیش از شش سند و پیمان موجود که من (مؤلف) نیز آنها را مشاهده نمودم، مهر و امضای ملازلفعلی در ذیل آنها به چشم می خورد. این نشان دهنده آن است که شاعر در دوران زندگی خود از مقبولیت و محبوبیت و همچنین صلاحیت خوبی برخوردار بوده است. ملازلفعلی در برخی از اشعار خود از زادگاهش قریه «کران» نام می برد.
از این شاعر به جز حدیث کساء و ابیاتی پراکنده که ورد زبان مردم است، اشعار دیگری از وی در دست نمانده است. در اکثر ابیات حدیث کساء وقوف و آشنایی وی بر آیات و احادیث به خوبی نمایان است. ملا زولفعلی در کاربرد زبان محلی کاملا موفق بوده است و تا حد امکان سعی کرده از کلمات و واژگان واصطلاحات بومی استفاده کند. و این یکی از بارزترین امتیازات شعر (( مجرم )) نسبت به شعر سایر شاعران بختیاری است. ملا زولفعلی خود را در پیشگاه خدا (( مجرم )) می داند و تخلص این شاعر نیز محتمل بر همین نام است.
*در کتاب (( پارسی سرایان بام ایران ))‏‏ٌ جلد دوم نوشته علی رحم شایان که توسط انتشارات جهان بین به چاپ رسیده آمده است:
نامش ملاّزلفعلی از اهالی قریّه کُرّان من قراء میزدج چهارمحال فرزند کربلائی لطفعلی کرانی ابن فتحعلی ابن کربلائی غریب ابن شهران ابن اسدالله، تولدش در اواسط نیمه دوم قرن سیزدهم و وفاتش در حدود سنه ۱۳۴۰ هجری قمری اتفاق افتاده، وی از نوابغ شعرای آن زمان بشمار می آید و قسمتی از اشعار و افکار او که غالباً به زبان لری سروده شده به طبع رسیده است قصیده توحیدیه و حدیث کساء و معراج نامه وی به زبان لری بختیاری معروف است و ملا را می توان به عنوان پیش کسوت شعر گویشی با لهجه بختیاری نامید، زیرا هرگاه از شعر لری بحث می شود بی اختیار نام ملا زلفعلی بر زبانها جاری می گردد. نامبرده فاقد اولاد ذکور بوده و تنها یک دختر داشته است. وی دارای دو برادر بوده بنام هیبت الله و یدالله که فرزندان آنها در روستای کران حیات دارند ملا در اواخر عمر نابینا می شود اسنادی به خط او در محل باقیست که تاریخ یکی ۲۶ رجب ۱۲۹۴ و دیگری ۱۳۲۹ هـ . ق می باشد.
*در کتاب (( از پارس تا پارسان )) نوشته سعید مردانی کرانی که در سال ۱۳۸۳ ه.ش توسط انتشارات پژمان به چاپ رسیده آمده است:
ملاّذوالفعلی و به بیانی آخوند ذوالفعلی شاعر و عارف نامدار خطه چهارمحال و بختیاری که آوازه او به خاطر اینکه اولین سخنسرای بختیاری گوی بود از خوزستان تا اصفهان و از لرستان تا کهگیلویه و بویراحمد رسیده است و گاهی ملاّذوالفعلی بختیاری معرفی گردیده است.

نمایش بیشتر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید